«بیلبورد»؛ وقتی واقعیت کارگردانی میشود

باشگاه خبرنگاران جوان فرهنگی هنری سینما و تئاتر «بیلبورد»؛ وقتی واقعیت کارگردانی میشود نظر دادن اشتراک گذاری دانلود PDF ۱۳:۰۵ – ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ ۹۰۵۲۷۶۳ ۱۳:۰۵ – ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ ۹۰۵۲۷۶۳
نظر دادن اشتراک گذاری دانلود PDF باشگاه خبرنگاران جوان فرهنگی هنری سینما و تئاتر «بیلبورد»؛ وقتی واقعیت کارگردانی میشود
نظر دادن اشتراک گذاری دانلود PDF
سعید دشتی پس از سالها تجربه ساخت فیلم کوتاه، با بیلبورد به سراغ اولین فیلم بلند سینماییاش آمده است؛ فیلمی که بهوضوح حاصل انباشت تجربه، دغدغه و شناخت او از مدیوم سینماست.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ هادی مقدسیان* – سعید دشتی پس از سالها فعالیت موفق در تئاتر و تجربه ساخت فیلم کوتاه، با بیلبورد به سراغ اولین فیلم بلند سینماییاش آمده است؛ فیلمی که بهوضوح حاصل انباشت تجربه، دغدغه و شناخت او از مدیوم سینماست. همراهی و حمایت دکتر مصباح، که سالهاست حامی فیلماولیها بوده، زمینهای فراهم کرده تا دشتی با جسارت بیشتری وارد میدان سینمای بلند شود.
بیلبورد فیلمی است که پیش از هر چیز، درباره خود سینما است؛ درباره نسبت سینما با اخلاق، شهرت، پول، فضای مجازی و مسئولیت اجتماعی. داستان حول محور یک بازیگر زن سینما و سلبریتی میچرخد که آناهیتا درگاهی نقشش را ایفا میکند؛ بازیگری که میان تصویر عمومیاش و زندگی شخصیاش شکافی عمیق وجود دارد. فیلم با یک بحران آغاز میشود: اختلاف در پروژهای سینمایی، کنارهگیری آناهیتا از فیلم، و همزمان روز پایانی حضانت دخترش.
اما نقطه عطف زمانی رقم میخورد که ویدیویی از او در فضای مجازی منتشر و بهسرعت وایرال میشود؛ ویدیویی تهدیدآمیز علیه همسر سابقش شاهین. همین ویدیو نهتنها وجهه اجتماعی او را تخریب میکند، بلکه پای دخترش را هم به این خشونت کلامی باز میکند. از اینجا فیلم وارد یک تریلر پرتنش و شهری میشود؛ گروگانگیری، کنترل لحظهبهلحظه از طریق ایرپاد، دوربین، تماس تصویری و فضای مجازی. نشست خبری جشنواره فجر، بانک، خیابان، بازار مولوی و خانههای قدیمی، همگی به لوکیشنهایی تبدیل میشوند که آناهیتا در آنها ناخواسته بازیگر فیلمی میشود که کارگردانش شخص دیگری است.
یکی از نقاط قوت بیلبورد، استفاده هوشمندانه از فضای مجازی بهعنوان ابزار روایت است؛ جایی که حقیقت، دروغ، نمایش و قضاوت عمومی بهشدت در هم تنیده میشوند. قهرمان فیلم نهتنها تحت تعقیب گروگانگیر است، بلکه همزمان زیر نگاه میلیونها مخاطب ناشناس هم قرار دارد. با افشای هویت گروگانگیر، فیلم وارد لایهای عمیقتر میشود: ماهان (با بازی امین حیایی)، دوست قدیمی و کارگردان سینما، که تقابلش با آناهیتا ریشه در اختلافی ایدئولوژیک دارد؛ سینمای تجاری در برابر سینمای تجربی.
فلشبکها بهخوبی نشان میدهند که این اختلاف صرفاً شخصی نیست، بلکه نمادی از یک دوگانگی قدیمی در سینمای ایران است. شاهین در این میان، بهعنوان نماد پول و امنیت، عامل شکاف نهایی میان آنها میشود. شباهتهایی میان بیلبورد و فیلم مزاحم ساخته سیروس الوند به چشم میخورد؛ بهویژه در نوع تعقیب روانی، بازی با ترس و استفاده از چهرهای آشنا (امین حیایی) در نقش مردی که میان عشق، وسواس و انتقام در نوسان است. با این حال، بیلبورد تلاش میکند روایت خود را در بستر امروز، با تأکید بر وایرال شدن، رسانه و قضاوت جمعی، بهروز کند.
در این میان، بازی آناهیتا درگاهی یکی از نقاط درخشان فیلم است. او موفق میشود همزمان آسیبپذیری یک مادر، اضطراب یک قربانی و خودخواهی یک سلبریتی را باورپذیر اجرا کند. کنترل احساسات، بدنمندی درست و واکنشهای لحظهای او، بار اصلی فیلم را به دوش میکشد.
در مجموع، بیلبورد برای یک فیلم اول، اثری جاهطلبانه، پرریسک و قابلتوجه است. سعید دشتی نشان میدهد که زبان سینما را میشناسد، دغدغه دارد و از آزمون مسیرهای دشوار نمیترسد. اگرچه فیلم بینقص نیست، اما جسارت، ایده و اجرا نوید میدهد که دشتی میتواند در ادامه مسیر، به یکی از فیلمسازان مهم نسل خود تبدیل شود و آینده روشنی در سینمای ایران داشته باشد.
*فعال رسانه

